Part 3
رکسانا
تنها فکرم در حال حاضر این بود ک چیکار کنم ؟
یعنی متین هنوز من و یادش ؟
یا ...نه امکان نداره اون روزی ک منو تنها گذاشت بهم قول داد قول داد که منو فراموش نکنه ...اما خب اون الان احتمالا ی آدم خیلی مهمی شده اما ...من چی؟ .،یعنی منو فراموش کرد ؟ ...البته ۱۷ سال از اون موقع میگذره
۱۷ سال ک من فقط ب عشق اون درس خوندم ...من ی دخترم شاید واسه همین ۱۷ سال از عمرم با یاد متین گذشت !
شاید واسه همین انقدر درس خوندم تا یکی از دانشگاه های آمریکا منو قبول کنه
مامان آسیه همیشه میگفت عشق فراموش نشدنیه 😊💔
پس همونطور ک من اونو فراموش نکردم اونم منو فراموش نکرده
¤رکسانا
*جونم ؟
¤کجا سیر میکنی نیم ساعت دارم صدا میکنمت
*ببخشید
¤بزار حدس بزنم یا داشتی ب عشق بچگی هات فکر میکردی
یا داشتی ب کسی ک امروز واست غیرتی شد فک میکردی
* راستش داشتم ب این فک میکردم ک متین منو فراموش کرده یعنی؟
¤راستش نمیخوام بهت الکی بگم ولی اگه فراموشت نمیکرد تو این همه سال نمیتونست ی خبر ازت بگیره؟
*شاید شماره نداشت؟
¤باشه شماره تورو نداشت شماره پرورشگاه رو ک داشت
*بس کن
¤رکسانا یکم فک کن ...
*بیا بریم سر کلاس
رفتیم سر کلاس کل کلاس حواسم ب این بود ک یعنی متین فراموش کرد منو؟
با ضربه هایی ک خواهر گرام ک بغل دستی من بود بهم میزد ب خودم اومدم و حواسم و ب کلاس دادم
ک استاد گفت خانم تهرانی حواستون کجاست
*بله استاد
ب سوالی ک رو تخته نوشته بود اشاره کرد و گفت جواب؟
جواب رو گفتم
استاد : آفرین دخترم
¤تو ک تو کلاس حواست نبود چطوری جواب رو گفتی
*ببخشید دیشب تا ۳ صبح داشتم میخوندم
دیگه چیزی نگفت ک منم چیزی نگفتم و ب درس گوش دادم
و با خسته نباشید بلندی ک استاد گفت از جام بلند شدم و رفتم سمت در خروجی ک بعد چن دقیقه ملیسا باهام هم قدم شد و باهم رفتیم سمت خوابگاه و.....
.
.
.
.
.
.
.
.
بچه ها ببخشید کم شد همین رو هم ب زور نوشتم بخدا😞
واقعا خیلی خسته ام
ولی خواهریم جبران میکنه 😊
عاشقتونم 💛💛
شمس باشید
کامنت یادتون نره 💛💛