رکسانا 

رفتیم دانشگاه ک استاد جابری ک استاد راهنما پروژه کوآتکوپتر ما بود اومد جلو 

استاد:سلام دخترا برید تو اتاق تعمیر 

ما ۳ تا: چرا استاد؟

استاد : برید میگم براتون 

*چشم 

¤ویییی یعنی چیکار داره ؟

مبینا: خداکنه نگنه مشکلی داره

*خدانکنه 

رفتیم تو اتاق جابری ک بعد ی دقیقه اومد داخل اتاق 

استاد: کوآتکوپتر  تون رو درست کردین؟

*بله استاد دیشب هم دوربین هاشو گذاشتیم 

استاد: تست کردین ؟

*نه استاد اما بعد دانشگاه تست میکنیم 

استاد: دوقلو های گروه تون کجان 

*مرخصی گرفتن و رفتن مسافرت 

استاد: کوآتکوپتر رو تست کردین نتیجه رو اعلام کنید 

¤چشم استاد 

و هر ۳ تا زدیم بیرون 

و امروز ۳ تا کلاس داشتیم ما ۳ تا تمام واحد هایی ک برداشته بودیم شبیه هم بود 

اما زهرا و فاطمه دوتا از واحد هاشون متفاوت بودن 

بعد تموم شدن ۳ تا کلاس رفتیم سمت ی جنگل و دستگاه ها رو چیدیم مبینا سیستم رو چک میکرد من با دسته کوآتکوپتر  کوآتکوپتر  رو هدایت میکردم و ملیسا راهدار و وای فای و اتصال و اسکن رو چک میکرد 

همه چی عادی بود تااینکه بعد چن دقیقه ی دفعه ملیسا گفت 

¤رکسانا چیکار میکنید داره از راهدار من خارج میشه دیگه بهش دسترسی ندارم 

اما انگار دست من نبود وای خدا کوآتکوپتر  کار کردش دست من نیست 

*بچه ها کارکرد کوآتکوپتر از دست من خارج شده 

مبینا: آخه من ک ب سیستم وصل نکردمش 

*یعنی هک شدیم؟ 

¤لعنتیییی😑😑😑

رفتم سمت مبینا و اون از صندلی بلند شد منم روش نشستم دیدم ی سیری کد داخل دستگاه ک من وارد نکرده بودم 

* مبینا تو چطور نفهمیدیییییی؟؟؟؟؟ هک کردن دستگااههههههه 

مبینا: آخه کد جدید نیومد 

*خفه شووووو 

خیلی عصبی بودم اخه واسه چی باید کوآتکوپتر  ما ک ی پروژه دانشگاهی رو هک کننن 

¤چی شد رکی موفق شدی؟

آخرین کد جدیدم رو هم وارد کردم و دکمه اینتر رو فشار دادم 

*آرههههه شددددد 

.

.

 

.

.

.

.

اولا واسه تاخیر پارت متاسفم 😕💔

دوما بنظرتون کی هک کردشون؟ 

سوما بنظرتون چ اتفاقی  میفته؟ 

چهارما کامنت یادتون نره 

پنجما عاشقتونم

ششما شمس باشید